۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه

OpenSUSE-Leap-42.1

بلاخره بعد از دوسه روز کلنجار با این اینترنت کم سرعت ایران فایل iso کامل opensuse leap رو دانلود کردم. اپن سوزه توزیع محبوبی است و طبق سایت دیسترو-واچ مقام چهارم پرکاربردترین لینوکس رو به خودش اختصاص داده؛ و در این نسخه با توزیع SUSE از یک کد استفاده می‌کنند که این به معنای پایداری بالا این نسخه خواهد بود! درون DVD تقریبا هرچیزی بود؛
در قسمت انتخاب دسکتاپ ها KDE پیشفرض بود ولی Gnome, XFCE, LXDE, Enlightenment, minimal x هم قابل انتخاب بود و البته از مخازن mate, cinnamon , ... هم قابل نصب است!
من روی ماشین مجازی نصب با KDE و XFCE رو امتحان کردم، نسخه xfce ساده و سریع بود و پیشنهاد برای سیستمهای ضعیف تر یا انتخاب سرعت بالا بجای زیبایی و امکانات گسترده، و نسخه KDE برای ماشین‌های قوی‌تر پیشنهاد می‌شود! از KDE پلاسما 5 استفاده شده که بسیار زیباست و در این توزیع برخلاف توزیع کوبونتو بسیار پایدار به نظر میرسد.
توصیه من اینست که از هرکدام که خوشتان میاید نصب کنید ولی اگر میزان قدرت سیستمتان چندان بالا نیست به گزینه‌های سبکتر فکر کنید چون KDE و Gnome کفرتان را در میاوردند!
در هنگام نصب نرم‌افزارهای بسیار زیادی نصب می‌شود که تقریبا تمام نیازها را برطرف می‌کند!
توزیع اپن سوزه یک ابزار بسیار جالب و قدرت‌مند دارد به نام YaST که تمام کنترل سیستم را به صورت گرافیکی به دست شما میدهد! من تا پیش از این از اپن سوزه استفاده نکرده بود ولی این ابزار خیلی جالب و کاربردی به نظرم آمد! یک راهنمای خوب بر توزیع اپن سوزه در opensuse-guide.org میتوانید بیابید و البته ویکی خود پروژه

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

۱۳۹۴ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

سفرنامه برادران امیدوار

میدانم خیلی وقت است پستی نگذاشته‌ام و خواننده‌ها را دلسرد کرده! گاهی مطالبی داشته‌ام ولی حسش نبوده که بنویسم؛ گاهی هم نوشته‌ام ولی منتشر نکرده‌ام؛ اما دیروز مستندی راجع به ماجراجویی‌های دو برادر ایرانی دیدم که برایم جالب بود! دو برادری که در سال 33 شمسی زندگی و کاروبارشان را رها می‌کنند و با دو موتور عزم گشتن در کل دنیا و زندگی با اقوام بدوی را میکنند! یک ماجراجویی واقعی! از شرق ایران گذر میکنند و به افغانستان و پاکستان و هند و سیلان و تبت (حتی یک قله‌ای را در هیمالیا صعود میکنند!) و بعد اندونزی و از آنجا به استرالیا میروند! در استرالیا 9 ماه با بومیها زندگی میکنند و بعد به آلاسکا و بعد به نزدیکی ها قطب و زندگی با اسکیموها! و بعد از آمریکا گذر میکنند و به آمازون میروند و زندگی در آمازون مخوف! و بعد از آن به افریقا و زندگی با قبایل بومی آفریقایی! شگفت انگیز است! نه؟! این سفر که ده سال طول کشیده گوشه‌ای از خاطراتش را در کتابی گرداوری کرده‌اند؛ البته من نخوانده‌ام ولی قصد دارم که بخوانم و به نظرم جالب توجه‌است آنها در این سفر کلی فیلم و عکس گرفته اند که ارزش بسیار بالایی دارد!


برای دیدن مستند نیز از این لینک استفاده کنید؛ امیدوارم شما نیز لذت ببرید! :)

۱۳۹۴ بهمن ۴, یکشنبه

۱۳۹۴ دی ۱۵, سه‌شنبه

چیزهای کوچک فوق‌العاده


  1. بعد از نهار هیچ‌کاری نداشته باشی!
  2. راننده تاکسی ظبطش خراب باشه!
  3. بخوای ایستگاه آخر پیاده شی! (اینطوری تو طول مسیر بدون دغدغه میخوابی!)
  4. صبح زود یه روز سرد به خاطر یه کاری از خواب بیدارشی ولی میخوای بری کنسلش کنی (کنن) و برگردی به رخت خواب!
  5. شب توی کوه بخوابی! 
  6. و ...

۱۳۹۴ دی ۳, پنجشنبه

شانه خالی کردن از تحقق خارجی

یک کلک و حقه‌ای که بعضی از نظامهای سیاسی، اجتماعی یا دینی بکار میبرند؛ شانه خالی کردن از تحقق (قطعا این تحقق افتضاح به بار آورده!) خارجی پیاده شدن نطام موردنظر است! مثلا نظام x پیاده شده و گند زده به معنای واقعی! بعد سر و کله یه عده‌ای از همان قماش پیدا میشود؛ «که این x واقعی نیست وگرنه x واقعی زندگی را بهشت میکند! این آدمهایی که الان در حال حاضر در حال اجرای نظام x هستند آن را خوب نمیشناسند و آدمهای خوبی نیستند در حالی که اگر به دست ما بود طوری دیگر میشد!»
از من میشنوید گول این حقه بازان را نخورید اولا به خاطر مغالطه x واقعی و دوما به این دلیل که چه تضمینی هست که این گروه دیگر هم گند نزنن؟! تا کِی باید پاسوز این x شویم؟!
اگر مثل نظام کمونیسم (یا لیبرالیسم یا اسلام و ...) را در عمل اجرا کردیم و به بن‌بست رسیدیم چرا باید دوباره ضرر تست کردن این نظامهارا به جان بخریم؟ در فرهنگ خود یک ضرب‌المثل داریم که مومن دوبار از یکجا گزیده نمی‌شود! حکایت این ضرب المثل هم حکایت سخن ماست.
نکته آخری که به ذهن میرسد اینکه معمولا این حرف‌ها از سوی کسانی‌ زده میشود که خود آنها با کوچکترین اشکال در نظامهای دیگر آن نظامهارا متهم به ناکارآمدی و به بن‌بست رسیدن میکنند! مثلا یک اسلامگرا تا یک اشکالی در نظام آمریکا می‌بیند سریع می‌گوید که لیبرالیسم به انتهای خط رسیده! (یا همین در مورد شوروی و کمونیسم) چرا نگوییم که در آمریکا لیبرالیسم واقعی اجرا نمیشود؟!

۱۳۹۴ دی ۲, چهارشنبه

برای یک جنگل یا یک کوه ...

یک جنگل قدیمی، یک رشته کوه یا یک دره رودخانه‌دار حتما مهمتر و دوست‌داشتنی‌تر از هر کشوری هستند و خواهند بود. می‌توانم برای یک رودخانه گریه کنم، اما برای یک کشور؟ نمی دانم ...{نه ...}
«آرونداتی روی»
-------------------
پ.ن: گزارش کامل، که این جمله آخرین جمله آن است را میتوانید از اینجا بخوانید یا اصل گزارش را از گاردین بخوانید.

۱۳۹۴ آذر ۲۴, سه‌شنبه

چیزهای خوب این هفته

اول اومدن نسخه 17.3 توزیع باحال لینوکس مینت با نام "Rosa" من از نسخه قبلی آپگرید کردم عالی بود و همه چیز خوب خوبه و بعضی از مشکلات ریز هم حل شده! و همچنین نسخه 352 درایور انویدیا هم تو مخازن درایورها موجوده حرارت لپ تاپم کمتر شده موقع کار سنگین گرافیکی! :)
دوم این آهنگ خوب رو گوش بدید حتما!



سوم اگه هوای منطقه‌اتون بارونیه «دویدن زیر بارون»* رو از دست ندید و اگه برفیه درست کردن آدم برفی و برف بازی کردنو از دست ندید!
خوش باشید :)
--------------------
* یه نویسنده‌ای میگه «تا میتوانید زیر باران خیس شوید وقت برای خشک بودن بسیار است.»

۱۳۹۴ آذر ۲۰, جمعه

جبر جغرافیایی

جبر جغرافیایی یعنی در خاورمیانه متولد شوی بجای هر جایی دیگر در این جهان ...

۱۳۹۴ آذر ۱۶, دوشنبه

تاکید بر شواهد مؤید

یکی از مغالطاتی که ذهن انسان گول میزند؛ تاکید بیش از حد بر شواهد مؤید و نادیده گرفتن شواهد نامؤید است. به طور مثال کسی به وجود خدا اعتقاد دارد و میخواهد بر این اعتقادش صحه هم بگذارد مثلا با دیدن یکی بیمار سرطانی (یا ایدزی و ... ) که خوب شده‌است میگوید این قدرت خداست ببینید راست میگویم که خدا وجود دارد. البته به جز نامعتبر بودن کل استدلال که بحث دیگری است سالانه هزاران بیمار بر اثر بیماریهای صعب‌العلاج جان خود را از دست میدهند حالا چگونه چند مورد که اینگونه نشده‌اند نشانه قدرت خداست ولی اینها مثال زیر سوال برنده قدرت خدا نیست؟! البته مومن باهوش باید اینها را هم قدرت خدا بداند ولی اگر اینطور باشد پس چه چیز قدرت خدا نیست؟! و اصلا از اول چرا پای قدرت خدا را وسط کشیدید؟!
نمونه دیگر کسانی که به دعا و نذر و تاثیر آن بر جهان اعتقاد دارند است؛ استدلال آنها چیزی شبیه به استدلال بالاست، یعنی که مواردی هست که ما دعا کردیم و نتیجه گرفتیم؛ مثلا با دعا رفتیم دانشگاه، یا کار پیدا کردیم و ... در نتیجه دعا موثر است! این افراد توجه ندارد حتی خود آنها بارها دعا کرده‌اند و نتیجه نگرفته‌اند ولی چند مورد را نشان حقانیت دعا و نذر قلمداد میکند! در اینجا هم توجه داشته باشید که کشیدن پای حکمت خدا به وسط میدان بیهوده‌است زیرا کل پروژه را ابطال ناپذیر میکند؛ زیرا معلوم نیست تحت چه شرایطی شما از نظریه‌تان دست میکشید؛ چه اینکه دعا استجابت شود و چه نشود شما به حقانیت دعا قائل می‌مانید!
مواظب عقلانیتتان باشید! :)