۱۳۹۴ فروردین ۷, جمعه

interstellar

فیلمی جذاب و گیرا! بسیار خلاقانه از کارگردانی دوست داشتنی! این فیلم را دوبار دیده‌ام. اما یک چیز آزار دهنده و ناسازگار در فیلم اعصابم را خورد میکند. در فیلم ناسا یک گروه را 10 سال پیش به کهکشان دیگری؛ از طریق کرم چاله نزدیک زحل؛ فرستاده‌است، که اگر سیاره‌ای شبیه به زمین پیدا کردند به زمین مخابره کننده تا اینها بروند پلان A یا B را در آنجا اجرا کنند. خب سیگنالها مخابره میشود و یک منظومه با سه سیاره برای رفتن انتخاب میشود. اما وقتی این گروه دوم به سرکردگی «کوپر» از کرم‌چاله عبور می‌کنند دیگر نمی‌توانند سیگنالی به زمین ارسال کنند! و حتی در فیلم گفته می‌شود که دلایل علمی وجود دارد که چرا سیگانها دریافت می‌شود اما ارسال نه. خب چطور آنها میتوانستند ارسال کنند اما اینها نه؟!

۱۳۹۳ اسفند ۲۹, جمعه

تکامل؟!

اگر در انسانها ژنهایی مثل ژنهای الکس هانولد غالبیت داشت؛ انسانها چندین هزار سال قبل منقرض شده بودند!

۱۳۹۳ اسفند ۲۰, چهارشنبه

نکته‌ایی فلسفی در کتاب برنامه نویسی!

در کتاب «از این پس پایتون» در جایی* بحث جالبی مطرح میکند؛ اینکه اگر ما دو متغییر مثل a , b داشته باشیم و هر دو به یک چیز اشاره کنند، آیا به دو چیز که یک مقدار یکسان را معرفی می‌کنند اشاره دارد یا به یک چیز:
a='banana'
b='banana'
دو حالت ممکن:



البته با پیدا کردن id مربوط به a , b نتیجه میگیرد که پایتون به شیوه دوم (دو متغیر به یک شی اشاره دارد) عمل می‌کند! اما این مسئله‌ایست که فیلسوفان زبان هم درگیرش بوده‌اند!

------------
*فصل هفتم صفحه صدویازده

۱۳۹۳ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

وندا رتکوویچ-روز زن

به مناسبت روز جهانی زن زندگی نامه وندا رتکوویچ را در سایت کوهنوردان زرتشتی ایران، بخوانید!


۱۳۹۳ بهمن ۲۹, چهارشنبه

۱۳۹۳ بهمن ۲۶, یکشنبه

هیجان؟!

چرا وقتی آخرش می‌میریم به سمت کارهای پر هیجان و مخاطره‌آمیز نرویم؟! به طور مثال الان من سقوط آزاد یا چتر بازی نمی‌کنم! یا کوههای دشوار و پر مخاطره‌ نمی‌روم (البته امید دارم که هر دو کار را انجام دهم!) اما چه تظمینی هست که همین امروز در حالی که از خیابان عبور می‌کنم یک ماشین با سرعت به من نزند؟! یا مثلا در یک حمله یا سرقت مسلحانه در حالی که به طور خیلی عادی مشتری یک مغازه طلا فروشی هستم، کشته نشوم؟! چرا به دنبال زندگی راحت و بی‌خطر باشم در حالی که بسیاری از خطراتی که هیچ لذتی هم ندارد در اطراف من پر است؟! یا حتی اگر هیچ حادثه‌ای هم باعث مرگ من نشود 30 - 40 سال دیگر بر اثر سرطان یا سکته یا به مرگ طبیعی خواهم مرد! خب کدام را انتخاب میکنیم: 20-30 سال زندگی پرشور و هیجان و البته مخاطره آمیز یا 70-80 سال زندگی عاری از نشاط و در حالی از خطر به کنجی گریختیم؟! من اولی را انتخاب می‌کنم، شما چطور؟! البته پر واضح است که ممکن است که کارهای پرمخاطره انجام دهیم و 70-80 سال زندگی کنیم! مثل بوریس کرشونف! 

۱۳۹۳ بهمن ۱۴, سه‌شنبه

Inception?!

نوشته مربوط به روز شنبه 11 بهمن می‌باشد.
فیلم Inception رو از روی مغز من ساختن!
دیشب کوله‌مو بستم که امروز صبح برم کوه مثلا!
حدود ساعت 5 صبح با صدای باد شدید و رعد و برق از خواب بیدار شدم و بعدش سریع خوابم برد و خواب دیدم که عکس ماهواره‌ای منطقه رو دیدم تنگه‌ای که باید ازش عبور کنم به شدت یخ زده و فقط با تبر یخ و کمک کسی میشه ازش بالا رفت!(میخواستم تنها برم!) بعد از این خواب بیدار شدم (خواب مرتبه دو) و تو یه خواب دیگه بودم که دیدم هنوز ساعت 11.30 و اینکه ساعت 5 طوفان شده (واقعیت) و قضیه عکس ماهواره‌ای و ... (خواب) خواب بوده! و هوا هم صاف صافه! و هنوز شش و نیم ساعت وقت خواب مونده -:)
بعد ساعتم زنگ زد و از این خواب مرتبه اول هم به سلامتی بیدار شدم و دیدم واقعا طوفان شده! برنامه به شکل مسخره‌ای کنسل شد!
پ.ن: تو فکر اینم یه شی خاصی بزارم جیبم که ببینم واقعیت و خواب کدومه! بعد فِرِش بدم ببینم میچرخه تا ابد یا می‌افته!

۱۳۹۳ بهمن ۱, چهارشنبه

زندگی!

دلم یک زندگی ماجراجویانه در کوههای نیوزیلند میخواهد! یک شغل معمولی، بعدازظهر ها آموزش ورزشهای رزمی، تعطیلات آخر هفته ماجراجویی در کوههای نیوزیلند! وه که چه زندگی رویایی می‌شود!



۱۳۹۳ دی ۹, سه‌شنبه

textsecure

توصیه اکید میکنم از نرم افزار پیام‌رسان textsecure استفاده کنید! امکان رمزنگاری پیامهایتان چه بر روی دستگاه خود و چه در مسیر را به شما میدهد!
 این نرم افزار در سه مدل کار میکند:
الف) حالتی که شما و طرف مقابل از text secure استفاده میکنید؛
  1.  اگر به اینترنت متصل باشید یک پیام رمزگذاری شده از طریق اینترنت برای طرف مقابل ارسال می‌شود.
  2. اگر به اینترنت متصل نباشید یک پیام رمز شده از طریق خطوط مخابرات برای طرف مقابل ارسال می‌شود
  3. ب) طرف مقابل این سیستم را ندارد و یک پیام غیر ایمن معمولی برایش ارسال می‌شود!
و اما بر روی خود دستگاه شما بوسیله رمزی که شما به آن میدهید نرم افزار قفل شده و هیچکس قادر نخواهد بود که به پیامهای شما دسترسی پیدا کند!

این نرم افزار متن باز بوده و از الگوریتم‌های پیچیده‌ی رمزنگاری استفاده می‌کند که به این راحتیها کسی قادر به شکستن آن نیست!
بخاطر حفط حریم خصوصیتان از این نرم‌افزار استفاده کنید و به دوستانتان آن را پیشنهاد دهید!‌ هرچه تعداد کسانی که از این نرم افزار استفاده می‌کنند بیشتر شوند. حریم خصوصی شما بیشتر حفظ میشود!




۱۳۹۳ آذر ۲۸, جمعه

Fuck Racism

چند ماه پیش در پارک تمرین رزمی میکردم!‌ پسری دیدم کمی منتظر تمام شدن کار من ایستاده. کارم را تمام کردم و رفتم به او دست دادم و گفتم که سوالی داشتید؟ گفت از نوع ورزشت خوشم آمد و به ورزشهای رزمی علاقه دارم. برایش توضیح دادم که این ورزش چیست، آموزشش چگونه است، چقدر طول میکشد و ... . و او گفت دوست دارد که تمرین کند به او آدرس باشگاه را دارم. در ما بین صحبتها دائم به این نکته تاکید میکرد که او هندی! است؛ آیا با این آیتم هم باز میتواند کار کند. از کثرت تاکید بر هندی بودنش کمی عصبی شدم و گفتم چه ربطی دارد؟ البته جوابی نداد! بعد از رفتنش کلی به فکر فرو رفتم و گفتم که در این چند وقت که ایران بوده چقدر برخورد نژاد پرستانه با او شده است که اینطور رفتار می‌کند؟!
این مثالی بود! رفتارهای نژاد پرستانه در اطرافمان کم نیست! با افغانی‌ها چگونه برخورد می‌کنیم؟ چند نفرمان تا به حال از کلمه «افغانی» به عنوان فحش استفاده کرده‌ایم؟ به ترک و لر و کرد و بلوچ چه نسبت می‌دهیم؟ و با آنها چگونه برخورد می‌کنیم؟
کِِی می‌خواهیم از این حماقت دست برداریم؟ کی می‌خواهیم بفهمیم نژادپرستی هیچ مبنای علمی و ... ندارد؟ از ملی‌گرایی فوق احمقانه که بگذریم!
پ.ن: این روزها دوباره بحث نژاد پرستی بالا گرفته است! در آمریکا کشته شدن یک سیاه پوست توسط پلیس چه غوغایی را به پا کرده! کاش ما هم نصف مردمان آن خطه حساس بودیم و نمی‌ایستادیم به معلمی از پاکدشت که سه دانش‌آموز افغانی را مجبور فرو کردن دست در چاه توالت کرده، نگاه کنیم و بخندیم!