۱۳۹۲ اسفند ۹, جمعه
۱۳۹۲ اسفند ۵, دوشنبه
نظر ورزیهای بیهوده
نمیدانم این دو علاقه در بین دانشجویان فلسفه از کجا آب میخورد. که البته این دو با هم پیوند دارند.
- مذمت علم تجربی
- نظر ورزی بیهوده در مورد مسائلی که راه حل علمی و تجربی برای حلش وجود دارد.
در مورد اولی واقعا خود این دانشجویان هیچ استدلال و تفکری در مورد این که چرا تجربه به درد نمیخورد ندارند؛ فقط بدشان میآید و بعد میگردند ببینند چه کسی تجربه را زیر سوال برده و بعد بنشینند و نظر او را حفظ کنند. بعد مثلا هیچ وقت هم گوششان بدهکار نیست که بابا جان عدهای هم به آن نقدها پاسخ گفتهاند. مثلا راهحل بیزگراها را مرحمت بفرمایید یک روز وقت بگذارید و بخوانید.
البته تازه این گروه فوق الذکر از نوع خوبش هستند. عدهای همینجوری از علم تجربی بدشان میآید و حتی نمیدانند برای چه!!!
درمورد دومی هم نمیدانم که این چه مرضی است که مسئلهای که راجع به آن میتوان به نحو مشت پر کن (Positive) سخن گفت بنشینیم و در مورد آن چرندیات به ظاهر فلسفی ببافیم؟! مثلا این اهالی فلسفه قارهای راجع به مرگ و عشق و نفرت و خشم و ... خزعبلات فلسفی سرهم میکنند! خوب دوست عزیز چرا وقت خود و دیگران را تلف میکنی و خود را آزار میدهی. بنشین کمی روانشناسی بخوان و ببین آنجا راجع به این مسائل چه حرفهای بهتر و کاربردیتر و مستدلتری میزنند.
این گونه میشود که دانشجویان فلسفه به شدت ضعف علمی دارند. این را بگذار کنار اینکه در ایران به شدت ضعف استدلالی هم دارند. خَسِر الدُنیا و الآخرة
این مقدمه را گفتم تا یک کتاب معرفی کنم.
نویسنده: پال تاگارد
مترجم: رامین گلشایی
نشر: سمت
بها: 6000 تومان
کتابی برای علاقمندان فلسفه ذهن که در برج عاجشان ننشینند و راجع به ذهن داستان ببافند. به خاطر ماهیت بین رشتهایی علوم شناختی نویسنده سعی کردهاست مطالب را ساده بنویسد و هیچ پیش نیازی از رشتهها مرتبط را لازم نداشته باشد. و به نظرم موفق هم بودهاست. ترجمه کتاب هم در عین روانی حس خواندن یک کتاب علمی را به آدم منتقل میکند. ابتدا کمی با اصطلاحاتش مشکل داشتم ( مثلا پی یاخته به جای نورون) اما کم کم عادت کردم. و در کل نمونه موفق یک ترجمه است.
۱۳۹۲ بهمن ۲۴, پنجشنبه
صوریسازی برهانهای فلسفی؟!
صوریسازی برهانهای فلسفی با منطق ریاضی کاری عبث است؛ زیرا چگونه صوری کردن برهانها خود اغلب مناقشاتی به پا میکند که هیچ راه حل صوریای ندارد.
---------------------------
پ.ن: این پست را بخوانید. البته باربطِ باربط که نیست اما بیربطِ بیربط هم نیست!
---------------------------
پ.ن: این پست را بخوانید. البته باربطِ باربط که نیست اما بیربطِ بیربط هم نیست!
۱۳۹۲ بهمن ۱۶, چهارشنبه
۱۳۹۲ بهمن ۱۳, یکشنبه
Mate Desktop on FreeBSD
دسکتاپ Mate به تازگی به FreeBSD پورت شده است. من هم وسوسه شدم و دسکتاپ XFCE را پاک کردم و مِیت را بجایش نصب کردم؛ اینجا به طور مختصر توضیح میدهم که چگونه مِیت را روی فری بی اس دی نصب کنید. (این دستورالعمل را با اندکی تغییر برای هر محیط گرافیکی میتوانید اعمال کنید).
ابتدا برای پاک کردن xfce به طور کامل دستور زیر را اجرا کنید.*
# pkg delete -Rx xfce
این دستور تمام بستههای مربوط به xfce را پاک میکند. حالا با این دستور mate را نصب کنید.
# pkg install mate
حدود 130 مگابایت باید دانلود شود تا mate نصب شود.
پس از نصب در دایرکتوری خانگی خود فایلی به نام .xsession ایجاد کنید و سطر زیر را در آن کپی کنید.
exec /usr/local/bin/mate-session
نصب محیط گرافیکی تمام شد حالا باید یک لاگین منیجر نصب کنید! (البته اگر دوست دارید!). من slim را پیشنهاد میکنم. لاگین منیجر سبک و زیبا با تمهای فراوان. برای نصب دستور زیر را وارد کنید.
# pkg install slim
یا
# cd /usr/ports/x11/slim && make install clean
slim دارای یک فایل پیکره بندی است که رفتار آن را کنترل میکند.
این فایل در مسیر:
/usr/local/etc/slim.conf
به این سطر mate-session را اضافه کنید:
sessions mate-session,xfce4,icewm-session,wmaker,blackbox
مثلا اگر تنها یوزر سیستم هستید میتوانید این سطر را از حالت توضیح خارج کنید تا دیگر مجبور نباشید هربار نام یوزر را تایپ کنید:
default_user USERNAME
اگر میخواهید مستقیما وارد محیط گرافیکی شوید این سطر:
auto_login yes
برای نصب تم دلخواه، تمها را دانلود و از حالت فشرده خارج و در مسیر زیر قرار دهید:
/usr/local/share/slim/themes
سپس نام تم را در این سطر به جای default بگذارید:
current_theme default
خوب حالا سطر زیر را به فایل /etc/rc.conf اضافه کنید:
slim_enable="YES"
خوب دیگر تمام شد:
# reboot
حالا سیستمتان را با محیط گرافیکی و لاگین منیجر جدید ببینید و از آن لذت ببرید!
--------------------------------
پ.ن1: FreeBSD دیگر کاملا به مدیر بستههای جدید یعنی pkng کوچ کرده است؛ پس از دستورات بالا تعجب نکنید!
پ.ن2: توضیح واضحات است که قبل از نصب محیط گرافیکی باید Xorg را نصب کنید:
--------------------------------
پ.ن1: FreeBSD دیگر کاملا به مدیر بستههای جدید یعنی pkng کوچ کرده است؛ پس از دستورات بالا تعجب نکنید!
پ.ن2: توضیح واضحات است که قبل از نصب محیط گرافیکی باید Xorg را نصب کنید:
# pkg install xorg
۱۳۹۲ بهمن ۱۲, شنبه
badoo.com
به دعوت یکی از دوستان سایت badoo را امتحان کردم. سایتی که برای دوست یابی ( همسریابی یا همخانهیابی) است و همه ساختار و مواردش در راستای این هدف شکل گرفته است.
ساختار جالبی دارد و اگر کسی اهل این کارها باشد بسیار چیز راهدستی است! اما حضور تعداد بالای ایرانیان در سایتی تازه تاسیس عجیب است! و ازآن عجیبتر حرص و ولع ایرانیان برای دوستی با جنس مخالف! برای نمونه من هنوز پروفایلم را تکمیل نکرده بودم که چهار درخواست چت داشتم!
من که پروفایلم را پاک کردم! و کلا از شبکههای اجتماعی متنفر شدهام! اما به نظرم در حال حاضر بهترین شبکه اجتماعی twitter است؛ هم به خاطر ساختار جالب و سادهاش، هم از نظر امنیتش و هم به خاطر حریم شخصی!
۱۳۹۲ بهمن ۵, شنبه
چه فرقی میکند؟
چه فرقی میکند که ...
کدام نظریه معنا درست است؟
کدام نظریه ارجاع درست است؟
من چگونه به افلاطون در حالی که نیست ارجاع میدهم؟
و ...
و جالب آنکه کسانیکه در این حوزهها قلم فرسایی میکنند گمان میکنند که مهمترین کار دنیا را انجام میدهند!
کدام نظریه معنا درست است؟
کدام نظریه ارجاع درست است؟
من چگونه به افلاطون در حالی که نیست ارجاع میدهم؟
و ...
و جالب آنکه کسانیکه در این حوزهها قلم فرسایی میکنند گمان میکنند که مهمترین کار دنیا را انجام میدهند!
۱۳۹۲ دی ۳۰, دوشنبه
استدلال هری فرانکفورت
هَری فرانکفورت آزمون ذهنیای دارد که میخواهد نشان دهد جبر با مسوولیت پذیری اخلاقی سازگار است. به عبارت دیگر اینطور به نظر میرسد که اگر قائل به جبر باشیم دیگر جایی برای اخلاق و فعل اخلاقی و غیر اخلاقی باقی نمیماند؛ زیرا همه افعال ما به شکل جبری و از پیش تعیین شده وقوع مییابند. اما هَری فرانکفورت با آزمون ذهنی زیر میخواهد خلاف این را نشان دهد.
«فرض کنید یک اَبَر دانشمندِ عصبشناس فردی به نام «حسن» را تحت کنترل خود دارد و قادر است با فرستادن سیگنالهایی به مغز حسن، هر عملی را که دوست ندارد را حسن انجام ندهد. مثلا این دانشمند دوست ندارد حسن ورزش کند، در نتیجه هرگاه حسن میخواهد ورزش کند دانشمند سیگنالهایی میفرستد و حسن را از ورزش کردن منصرف می کند و به جای آن حسن میرود میخوابد!. در واقع یعنی فرض کنید دانشمند از عمل A بدش میآید و هر گاه حسن به سمت انجام عمل A میرود با سیگنالهایی او را به تصمیم به عمل B وادار میکند. در نتیجه درست است که حسن همیشه عمل B را از روی جبر انجام میدهد اما او به لحاظ اخلاقی مسوول عمل B است هرگاه که خود عملB را خود اراده کرده باشد.
یک مثال دیگر: فرض کنید که دو نامزد انتخاباتی A و B وجود دارند. که در هر صورت نامزد B رای میاورد. حال اگر شما به نامزد B رای بدهید به لحاظ اخلاقی مسئول هستید اما اگر A را انتخاب کنید مسئول نیستید. {۱}
یک مثال دیگر: فرض کنید که دو نامزد انتخاباتی A و B وجود دارند. که در هر صورت نامزد B رای میاورد. حال اگر شما به نامزد B رای بدهید به لحاظ اخلاقی مسئول هستید اما اگر A را انتخاب کنید مسئول نیستید. {۱}
پاسخ به استدلال:
در این آزمون حسن به معنی واقعی کلمه مجبور نیست! زیرا میتوانست اراده کند؛ اراده فعل B. در نتیجه جبر حسن حداکثری نیست و فقط در انجام برخی از افعال مجبور است. اگر ما واقعا قائل به جبر باشیم تمام افعال ما از روی جبر هست و دیگر اراده کردن فعل، میسر نیست! دیگر اراده و تصمیم توهم خواهد بود همان گونه که تخت بودن زمین توهم است. {۲}
----------
۱−آشنایی با فلسفه ذهن، شیخ رضایی و کرباسی زاده، نشر هرمس، فصل آخر.
۲−این آزمون ذهنی به نظرم بسیار ضعیف است و تعجب میکنم که بحثهای فراوانی هنوز حول آن شکل میگیرد!
---------
پ.ن: البته من خیلی مختصر گفتم خود فرانکفورت بحث امکانها بدیل را پیش میکشد و کمی مفصلتر است. اما برای پاسخ من به این استدلال همین اندازه کافی بود. در واقع نقطه اتکای استدلال من همان "همه افعال ما" است که در آزمون ذهنی فرانکفورت از آن غفلت شده است.
پ.ن۱: تقریر فرانکفورت را اصلاح کردم! به خاطر گذشت زمان کمی در ذهنم دستخوش تغییر شده بود. البته نقدم همچنان پابرجاست!
پ.ن۲: خوانندهای به من گوش زد کرد که آزمون ذهنی فرانکفورت انقلابی در فلسفه اخلاق است! و تو به تمسخر از آن گذشتی! من جواب میدهم که اولا من تمسخر نکردم و گفتم که ضعیف است. دوما برای من فلسفه ذهن مهم است و جبری که در فلسفه ذهن از آن صحبت میشود جبر حداکثری است نه جبر محدود اجتماعی و ... .
پ.ن۱: تقریر فرانکفورت را اصلاح کردم! به خاطر گذشت زمان کمی در ذهنم دستخوش تغییر شده بود. البته نقدم همچنان پابرجاست!
پ.ن۲: خوانندهای به من گوش زد کرد که آزمون ذهنی فرانکفورت انقلابی در فلسفه اخلاق است! و تو به تمسخر از آن گذشتی! من جواب میدهم که اولا من تمسخر نکردم و گفتم که ضعیف است. دوما برای من فلسفه ذهن مهم است و جبری که در فلسفه ذهن از آن صحبت میشود جبر حداکثری است نه جبر محدود اجتماعی و ... .
۱۳۹۲ دی ۲۶, پنجشنبه
توهین به استاد برجسته محیط زیست
امروز روی مبل نشسته بودم و به تلویزیون هم نگاه نمیکردم!(به ندرت تلویزیون نگاه میکنم!) که یکباره نام دکتر اسماعیل کهرم من را متوجه تلویزیون کرد.
استاد برجستهایی که وقتی از محیط زیست صحبت میکند از شور و اشتیاقش شگفت زده خواهید شد!
اما دیدم با کمال بیشرمی بدترین توهینها را روانه ایشان کردند. ابتدا یکی از سمینارهای ایشان را که در آن سعی میکرد صدای یکی از پرندگان را تقلید کنند پخش کردند و به تمسخر ایشان را استاد سوت بلبلی زن معرفی کردند! و بعد گفتن که چرا ایشان با یک شبکه خارجی که دشمن ماست مصاحبه کرده! و بعد یک دورهگرد که در خیابان با بلندگو شعرهای خوانندههای لس آنجلسی را میخواند نشان دادند و گفتند صد رحمت به شرف این دورهگرد!!!
واقعا این همه توهین برای اینکه با یک شبکه خارجی مصاحبه کرده! البته میدانم مشکل کجاست؟ دکتر کهرم واقعا از دغدغهمندان واقعی محیط زیستاند و همیشه لحن تند و تیزی برای انتقاد به دولت و تصمیمگیریهایش داشتند!
واقعا برای این رسانه مثلا ملی! متاسفم!
-----------------------
پ.ن: این رزومه دکتر کهرم است.خودتان سوابق علمی و اجرایی ایشان را مشاهده کنید!
۱۳۹۲ دی ۲۴, سهشنبه
دو نکته راجع به موضعگیری من نسبت به روح مجرد
- زیر بار روح مجرد نمیروم حتی اگر به قائلیت به جبر ختم شود!
- قبلا فکر میکردم دیدگاه ماتریالیستی در باب ذهن آنچنان تعارضی با اسلام ندارد؛* اما در اعتقادات ریز و درشت مسلمانان که نگاه میکنم انگار گریزی از روح مجرد نیست!**
--------------------------------
*مهمترین مسئلهای که در آن دین نیازمند روح مجرد است مسئله معاد است.
**گاهی که با دین داران سر مسئله روح و ذهن بحث میکردم برخی استدلالات علیه روح را میپذیرفتند اما همانجا میگفتند که دین به ما میگوید که روح مجرد وجود دارد! من هم سعی میکردم که نشان دهم که چنین نیست!
اشتراک در:
پستها (Atom)